دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

بیست و چهارم- اسیر آینده!!!!!!!!!!!!!

چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۰۲ ق.ظ

تا حالا برا پیش اومده که بخاطر یه موفقیتی که بدست میاری، مثلا قبولی تو کنکور، فارغ التحصیلی و... دوستات ازت شیرینی بخوان؟؟؟

خب حتما شده.

بعدش ببریشون یه رستوران خوب با کلاس و یه منو بزارن جلوت که تا حالا حتی اسم غذاهاش رو هم نشنیدی، چه برسه به اینکه تا حالا خورده باشی شون

از تو منو یه غذای عجیب غریب و خوش اسم انتخاب می کنی، بعد اینکه غذا رو آوردند ببینی اصلا اون چیزی نبود که فکرش و می کردی، و اصلا به ذائقه ات سازگار نیست، خب چیکار می کنی؟؟؟


دو تا راه پیش پاته 1- بی خیالش بشی و یه غذای دیگه سفارش بدی 2- چشمت و ببندی و بخاطر پولی که دادی همه غذا رو بخوری


یا فرض کن مثلا جشنواره فیلم فجر شروع شده، تو هم مثل خیلی ها ذوق زده بشی و بری پیش پیش بیلط یه فیلم و از رو اسم کارگردان و بازیگراش انتخاب کنی، بعدش میری تو سینما میبینی این اون فیلمی نیست که تو فکرش و می کردی و دوستش نداری

حالا چیکار می کنی؟

از سینما میای بیرون و میری کلی پول بابت یه فیلم دیگه که دوسش داری میدی یا نمیزاری پولی که دادی هدر بشه و تا ته فیلم و میبینی؟


گاهی وقتا ما یه کاری و ادامه میدیم و به ادامه دادنش شدیدا اصرار می کنیم چون براش تو گذشته هزینه کردیم....

ولی به این موضوع بی توجهیم که آیا هزینه گذشته منجر به سود در آینده میشه یا نه...

بعضی وقتا باید متوقف شد، اومد بیرون، ول کرد و انداخت رفت...

نباید اسیر آینده بود....


  • سایه هیچ

نظرات (۵)

غذا رو پیش اومده دقزقا به همین شکل ولی مهمون خودمون بودیم، چون هدف فقط تست غذا بود، منم شکمو بودم ، بشقاب خودمو گذاشتم کنار و مهمون بشقابای بقیه شدم :)
در مورد فیلم ام بازم استثنا قایلم چون معتقدم هر فیلم و کتاب رو باید حداقل یک بار دید و خوند.
اما در مورد مسایل دیگه(بازم باید اینجا خانواده و  ازدواج فاکتور بگیرم ) رو خودم اجباری ندارم.
پاسخ:
همه رو که فاکتور گرفتی...
آخه جز علاقه مندی هامهD:
پاسخ:
خخخخخخخخخخ
علاقمندی هات تو حلقم...
بیشتر وقتا بیخیالش میشم ولی خب دروغ چرا گاهی اسیر موقعیت بودم. 
پاسخ:

اسیر ِ بی گناه ِ ترس و تقدیــر
رفیـــق ِ اشک و خون و آه و ناله

دلــیـل ِ اختلاف ِ بین ِ ادیان
معــمّـــایی ترین بحث ِ رساله

  • دریا _ گاه نوشته های من
  • دو هفته پیش همکارانم رو بردم رستوران شیرینی بدم غذاش به مذاقم خوش نبود ولی تا آخرش خوردم چون اونا همون غذا را خوردند و به به و چه چه می کردند:)
    پاسخ:
    دیدی..........
    دیدی، اسر آینده ای....
    خخخخخخخخخخ
    مرسی بابت این پست تذکرآمیز (!) 
    پاسخ:
    خواهش...
    قابل شوما رو نداره...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">