سی و پنجم- چرا در برابر آگاهی مقاومت می کنیم!!!!!!!!!!!!
بعضی وقت ها با هیچ منطقی نمیشه مقاومت آدم ها رو در برابر آگاهی، تحلیل کرد و توضیح داد...
وقتایی که تو دلیل منطقی و عقلی و عرفی، میاری که برادر من، خواهر من الان روزه، الان هوا روشنه، و علیرغم اینکه هم تو میدونی که فهمیده و هم خودش میدونه که حرفات درسته، بازم خودش و میزنه به اون راه و میگه نه، الان شبه، همه جا تاریکه تاریکه تاریکه...
ای بابا...
ولی خوب این عزیزان رو به چند دسته میشه تقسیم شون کرد و علت رفتارشون و از این طبقه بندی فهمید...
اولین دسته از این نوع دوستان اونایی هستند که
از آزاد شدن افکارشون میترسن
فکر می کنند اگه آگاه بشن
بی بند و بار میشن، فاسد میشن
یا حس آرامش شون و از دست میدن
واسه همین در برابر اگاهی، مقاومت می کنند
بعضی های دیگه نگاه منفعت طلب دارن
به خدا و پیغمبر جوری نگاه می کنن
که نون و اب شون و میده
خونه و ماشینشون و ردیف میکنه
براشون شوهر و زن پیدا میکنه
تو تصادف نجاتشون میده
اون دنیا هم از پل ردش ون می کنه هر کثافت کاری هم تو این دنیا داشته باشن مهم نیست...
خب چه معامله ای از این بهتر؟
هم تو این دنیا عشق و حال می کنن
هم اون دنیا حوری گیرشون میاد
اینا هم نمیخوان باورشون و از دست بدند
یه دسته دیگه
از این راه نون میخورن و به قدرت میرسن
خب معلومه نه تنها نمیخوان از دستش بدهند
بلکه ازش دفاع هم می کنند
سعی می کنند ترویجش بدهند
خب اینا هم تکلیف شون مشخصه...
یه عده هم آدم های ساده
هستند
مثل پدر بزرگ مادر بزرگ های ما
فکر می کنند دنیا همینه
چیز دیگه ای وجود نداره
اینا واقعا مسخ شدن...
یه دسته دیگه از آدم ها میترسند از طرد شدن
میترسن که خانواده و دوستاشون قضاوت شون کنند
تو جمع اونا، پذیرفته نشن یا اون تائیدی که همیشه به عنوان بازخورد می گرفتن و از دست بدهند
اینا جزء دسته بی اعتماد به نفس ها هستند
----------------------------------
1- این مطلب توهین به هیشکی نیست
2- اگه دسته بندی دیگه ای به نظرتون میرسه بگین تا کاملش کنم
- ۹۵/۰۲/۱۷
- ۷۲۲ نمایش