بیست و چهارم- اسیر آینده!!!!!!!!!!!!!
تا حالا برا پیش اومده که بخاطر یه موفقیتی که بدست میاری، مثلا قبولی تو کنکور، فارغ التحصیلی و... دوستات ازت شیرینی بخوان؟؟؟
خب حتما شده.
بعدش ببریشون یه رستوران خوب با کلاس و یه منو بزارن جلوت که تا حالا حتی اسم غذاهاش رو هم نشنیدی، چه برسه به اینکه تا حالا خورده باشی شون
از تو منو یه غذای عجیب غریب و خوش اسم انتخاب می کنی، بعد اینکه غذا رو آوردند ببینی اصلا اون چیزی نبود که فکرش و می کردی، و اصلا به ذائقه ات سازگار نیست، خب چیکار می کنی؟؟؟
دو تا راه پیش پاته 1- بی خیالش بشی و یه غذای دیگه سفارش بدی 2- چشمت و ببندی و بخاطر پولی که دادی همه غذا رو بخوری
یا فرض کن مثلا جشنواره فیلم فجر شروع شده، تو هم مثل خیلی ها ذوق زده بشی و بری پیش پیش بیلط یه فیلم و از رو اسم کارگردان و بازیگراش انتخاب کنی، بعدش میری تو سینما میبینی این اون فیلمی نیست که تو فکرش و می کردی و دوستش نداری
حالا چیکار می کنی؟
از سینما میای بیرون و میری کلی پول بابت یه فیلم دیگه که دوسش داری میدی یا نمیزاری پولی که دادی هدر بشه و تا ته فیلم و میبینی؟
گاهی وقتا ما یه کاری و ادامه میدیم و به ادامه دادنش شدیدا اصرار می کنیم چون براش تو گذشته هزینه کردیم....
ولی به این موضوع بی توجهیم که آیا هزینه گذشته منجر به سود در آینده میشه یا نه...
بعضی وقتا باید متوقف شد، اومد بیرون، ول کرد و انداخت رفت...
نباید اسیر آینده بود....
- ۹۵/۰۲/۰۱
- ۳۱۰ نمایش