دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

بیست و سوم- هیچ ناهار رایگانی وجود ندارد!!!!!!!!!!!

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۱۰ ب.ظ

میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل می گفت:«چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد .» تصور کنید پیتزافروشی همسایه در موقع ناهار پیتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. خیلی خوب است نه؟

ولی این ناهار رایگان نیست!

چرا؟


دلیلش این است که ممکن است این پیتزا و نوشابه هزینه پولی نداشته باشد، اما درواقع هر موقعیتی که شما را وادار می کند که یک انتخاب را انجام دهید نتیجه اش یک هزینه فرصت است یعنی انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستید.

شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف تلگرام کردن و پیغام گذاشتن برای دوستانتان کنید و هیچ پولی بابت این کار ندهید. به این ترتیب ممکن است فکر کنید که تلگرام رایگان است، اما واقعیت این است که این کار هم هزینه ای دارد. به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای تلگرام چه فرصتی را از دست می دهید؟

مفهوم بنیادی و مهم به نام هزینه فرصت:
هزینه فرصت بدین معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع می‌گیریم، در واقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع در جایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم پوشی کرده‌ایم.

فرض کنید شما تصمیم می‌گیرید برای ادامه تحصیل دهید و کارشناسی ارشد بگیرید. فرضا هزینه‌های شما اعم از هزینه رفت‌وآمد و خرید کتابها و… معادل با 2 میلیون تومان باشد. آیا هزینه رفتن شما به دانشگاه همین مقدار خواهد بود؟ مسلماً اینطور نیست. شما همچنین باید هزینه فرصتِ هایی که از دست می دهید را نیز محاسبه کنید. اگر شما همین زمان را کار می کردید می‌توانستید درآمدی معادل با 3 میلیون تومان داشته باشید. پس هزینه واقعیِ تحصیل شما می شود: هزینه های مستقیم و آشکار + هزینه فرصت از دست دادن یک کار با درآمد 3 میلیونی.

هزینه های فرصت ضمنی و فرار هستند!
خواست های نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتی قرار می دهد که باید مدام انتخاب کنیم
در سطح ملی نیز هزینه فرصت منابعی که در بخش بهداشت و درمان صرف می شود فرصت از دست رفته برای هزینه کرد پول در ورزش و آموزش و پرورش است.

اگر از این زاویه به زندگی و باورهایمان بیاندیشیم، به جز یک موجود ساده اندیش، مستاصل و فرصت سوز چیزی نخواهیم دید.

  • موافقین ۱ مخالفین ۱
  • ۹۵/۰۱/۳۱
  • ۲۷۸ نمایش
  • سایه هیچ

نظرات (۲۳)

واقعا از خوندنش لذت بردم
بینهایت :)
پاسخ:
این نوشته ها هم رایگان نیست...
خخخخخخخخخ
  • بابا لنگ دراز
  • فریدمن :)
    رایگان :)
    رایگان ؛)
    پاسخ:
    بقول جناب خان
    هه هه هه و.....
    به نظرتون از این زاویه باید بیاندیشیم یا نیاندیشیم؟
    پاسخ:
    شما باید تصمیم بگیری....
    شماره حساب بده بریزم به حساب :))))
    پاسخ:
    شمارتو بزار تا برات تلگرام کنم
    خخخخخخخ
    مگه جواب بله یا نه ازدواجه :دی
    تصمیم گیری نمی خواد که ...
    به نظر من نباید در مورد" همه چیز" اینطوری بیاندیشیم
    پاسخ:
    همه چیز تو دنیا نسبی هست
    و هیچ مطلقی وجود نداره...
    همه این افکار در بعضی جاها شدیدا درسته و بعضی وقتا کارایی نداره...
    این دیگه بستگی به شما داره که بله رو بگی یا زیر لفظی بخوای.......
    خخخخخخخخخخ
    تاحالا اصلا به این چیزها دقت نکرده بودم.درسته واقعا همینطوره که میگید..
    پاسخ:
    از این به بعد دقت کن...
    خخخخخخ
    خخخخخ
    تلگرامت رو بفرست تا برات شمارمو بفرستم :)))
    اتفاقا دنبال تلگرامتم بودم :دی :)

    پاسخ:
    شمارت و بده تا تلگرام مو بفرستم...
    خخخخخ
    من شماره اصلیم و تلگرامم یکی نیست
    تلگرامتو بدی راحت تر می تونم پیدات کنم :)
    پاسخ:
    خخخخخخخ
    نه "همه "چیز توی دنیا نسبی نیست 
    هزینه فرصت  و هزینه فرصت گونه فکر کردن نسبی هست
    جواب منم نسبیه :دی
    پاسخ:
    همه چی نسبیه...
    حتی این کلمات
    خدا نسبی نیست .
    پاسخ:
    در کوچه پشت قوطی سیگار شاعری
    ِاِستاد و بالبداهه نوشت این حماسه را
    انسان خداست....
    آری اینست حرف من
    گر کفر یا حقیقت محض است
    انسان خداست...
  • ماهی سیاه کوچولو
  • توی یکی از گروهای تلگرامی گمونم یکی از اساتید دانشگاهمون فرستاد و من نسبت به این پست از گروه رفتم بیرون خیلی انتحاری و نمادین :/
    پاسخ:
    چرا؟
    مگه چیه؟
  • פֿـانم گــلآب
  • هه آره زدی تو خال 
    دقیقن چیزی که داشتم چند ساعت پیش بهش فکر میکردم
    چیزهایی که تو ذهنته و قصد انجامشون رو برای یه روز داری به اندازه چهل و هشت ساعت تایم می خوان 
    ولی تو از بیست و چار ساعت دوازده ساعتش رو هم نمیتونی استفاده کنی
    یعنی به اندازه هر روز سه روز رو از دست دادی 
    اووووف 

    پاسخ:
    چقدر پیچیده شد

    یک بخش کوچولو از درس استراتژیک ، که من عاشقشم :)
    پاسخ:
    1- آفرین به هوشت...
    دقیقا

    2- استراتژیک واقعا عالی عالی عالیه
  • ماهی سیاه کوچولو
  • هیچی به نظرم شعار زدگی اومد همین
    چیز خاصی نیست :)
    پاسخ:
    اهان...
    دو دیدگاه متفاوت هست ؛ دیگه نمیشه بحث کرد :دی
    اما از نظر من خدا تنها مطلقه محضه .
    پاسخ:
    عقل شما نسبیه یا مطلق؟؟؟؟؟
    درک شما چی؟؟
    ------------
    اگه به این سوال جواب بدی همه چی حل میشه
    من نمیتونم بگم عقلم نسبیه یا مطلق ولی میدونم که هنوز ناقصه ، از این بابت که خیلی چیزها هست که هنوز نمیدونم 
    بنظر من وقتی چیزی در برابر عقل یه اعتباری نداشته باشه میشه نسبی؛ این تعریف من هست از نسبی دونستن چیزی.
    یعضی چیزا هم هست که قطعی هستن مثل بودن خدا ، یا یکی بودن خدا و این هیچ استثنایی نداره. یعنی عقل با قاطعیت قبولش داره
    پاسخ:
    یعنی عقل نسبی و ناقص، توانایی فهم یه چیز مطلق و کامل و داره....
    یه بار دیگه جمله ات و بخون...
    من نگفتم عقلم نسبی و ناقصه ؛ گفتم عقلم ناقصه. از اون جهت که خیلی چیزا رو هنوز نمیدونه ناقصه.
    من وقتی می خوام بگم چیزی نسبیه باعقلم می سنجم میگم نسبیه
    برای نسبی بودن یا نبودن عقلم ، بر مبنای چی باید بگم؟؟؟؟
    با عقلی ناقص( دانش کم ) میشه قاطعانه گفت خدا هست اما با " دید" نسبی نمیشه قطعی نگاه کرد
    من دید نسبی رو قبول دارم اما نه در مورد خدا که قاطعانه میدونم نباید نسبی به بودتش نگاه کرد
    شما گفتی "همه" چیز نسبیه من گفتم نه؛ همه چیز نسبی نیست ، خدا مثال نقض بود :دی
    ما یا خدا رو قبول داریم یا نداریم ( 0و1 هست ) نمیتونیم بگیم که بعضی موقع ها هست بعضی موقع ها نیست :) یعنی نمیشه نسبی نگاه کرد

    پاسخ:
    چقدر پیچیده......
    با تمام احترامی که برای شخصیت و افکار شما قائلم
    بوضوح در متنی که نوشتی تناقض دیده میشه...
    نسبی بودن به معنای گاهی هست و گاهی نیست، نیست
    چطور میگی "با عقلی ناقص( دانش کم ) میشه قاطعانه گفت خدا هست" میشه یه دلیل عقلی بگی؟
    بزارید عقل فعلا کنار بمونه تا من واضح تر توضیح بدم :دی
    شما گفتی "همه" چیز نسبی هست
    منم گفتم نه؛ تاکیدم روی همه گفتن شما بود 
    مثال نقض اوردم اونم وجود خدا بود

    پاسخ:
    شما اول با عقل ناقص خدای کامل و اثبات بفرمائید
    تا بریم سراغ بقیه چیزها...
    میشه لطفا شما هم بگی من با چه معیاری باید بگم عقلم نسبی هست یا مطلق؟
    پاسخ:
    من چون به نسبی بودن معتقدم
    به سادگی از کلمه "نمی دونم" استفاده می کنم
    شما مغلطه هم بلدی :دی
    عقیده ی من اینه که وجود خدا قطعیت داره چون تنها چیزیه که تا حالا بهش شک نکردم ، بهش نگاه نسبی هم نداشتم.
    و اما عقل ناقص من؛ هرچقدر هم که رشد کنه و کامل بشه بازم میگه وجود خدا قطعیت داره.
    اره این از نظر شما تناقض داره
    پاسخ:
    شما هم تیکه انداختن و خوب بلدی ها... :))
    من اصراری ندارم حرفام و ثابت کنم، چون نسبی فکر می کنم
    در نگاه نسبی هر چیز تا زمانی اعتبار داره که مثال نقضی براش نیاد...

    خدا مثال نقض بود :)

    نسبی گرایان همیشه نسبی یه چیزیو میگن، طبیعتا با بحث از نسبی بودن می تونن از یه محک جدی فرار کنن.
    هزار و یک بار به من گفته شده در خیلی موارد نباید بحث کنم اما خب ...
    ببخشید هدف م اصلا تیکه انداختن نبود ؛ شما تیکه پنداشتی ( نسبی گرایی ) :دی
    پاسخ:
    هدف اگه نبود، وسیله که بود...
    هرچند که هدف وسیله رو توجیه نمی کنه...
    خخخخخخخخخخ
    وسیله هم نبود ، وسیله شد ( نسبی گرایی ) :دی 
    میخواین در مورد اینم بحث کنید :دی
    روزتون هم مبارک 
    پاسخ:
    ممنون
    هدف از بحث کردن اثبات افکار خودمون نیست
    تکمیل دانسته ها و رویش افکار جدیده
    ممنون بابت بودنت

    کادو بهم بدید دیگه...
    همتون الکی فقط تبریک میگین...
    خخخخخخخخخخخ
    آدمای کمی تو زندگی من این تبریکو میشنون این خودش از صدتا کادو بیشتره :دی
    پاسخ:
    پس چه افتخاری نصیب من شده...
    ممنون بانو...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">