دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

شانزدهم- گاهی وقتا یه کم شیطونی هم لازمه...

دوشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۱۷ ب.ظ

اسم "بنجامین فرانکلین" و تا حالا شنیدید؟

یکی از ۵ شخصیت اصلی استقلال امریکا...

هم دانشمند بود، هم مخترع و هم محقق.

سیاستمدار معروفی هم بود و در همه بحران های سیاسی و نظامی، مامور همیشگی صلح و سازش بین گروه های درگیر تو آمریکا.

وقتی بیست ساله بود 13 تا مولفه اخلاقی و برا خودش مشخص می کنه و با خودش فکر می کنه اگه تو چارچوب این شاخص ها حرکت کنه آدم موفق و کاملی میشه (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم، به نتیجه رساندن کارها، پرهیز از اسراف، افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن).

یه تخته بر میداره و روی اون، اصولش و مینویسه و تصمیم میگیره هر وقت به هر کدومش عمل نکرد یه نقطه سیاه رو تخته بزاره.


هر روز که می گذشت به نقطه های رو تخته اضافه می شد تا جاییکه تخته پر از نقطه و  "بنجامین" تسلیم این واقعیت میشه که زندگی بدون خطاهای کوچیک امکان پذیر نیست.

گاهی اوقات برای اینکه به یه هدف بزرگ برسیم نباید تخته گاز و در یک مسیر صاف و مستقیم و بدون هیچ انحرافی حرکت کنیم.

چرا؟ چون ما آدمیم، رباط نیستیم که...

یه مثال می زنم، وقتی میخوایم یه ماشین خوب بخریم منطق میگه که چند ماه نباید گوشی،لباس، کفش و ... بخریم یا سفر نریم.

یا هر وقت تلوزیون و روشن کنی یکی از مبلغان مذهبی با شدت زیاد یادآوری میکنه که گناه نکنید.

یا متخصص های لاغری که این روزها بازارشون هم خیلی داغه، تاکید شدیدی دارن که از رژیم غذایی تون خارج نشید.

ولی من با این منطق موافق نیستم، چیجوری؟

اینجوری که بعضی وقت ها ما یه کارهایی می کنیم که کاملا در تضاد با هدف هامونه و اصلا در راستای اونها نیست، ولی همون کارها بیشترین کمک و به رسیدن به اهداف میکنه و برای ادامه راه نیرو بهمون میده.

به زبون ساده اگه یه کیک خوشمزه شکلاتی و بخوریم، احتمال اینکه رژیم غذایی مون و ادامه بدیم بیشتره تا اینکه بخواهیم بدون کوچکترین انعطافی رژیم سفت و سخت و نگه داریم.

اصلا تو این فروشگاه های زنجیره ای که مشتری ها کلی مقاومت می کنن که چیزای گرون نخرند و حسابگری می کنند اون لحظه آخر یه خوراکی (شکلات، چیپس ...) گرون برا رها شدن از این تحقیر ناخواسته، بر می دارن و این نتیجه تحقیقات علمیه...

و دقیقا علت اینکه دم صندوق این فروشگاه ها را پر اینجور مواد می کنند همینه...

روانشناسان ها معتقدند اگه آدم ها اهداف مطلق و غیر قابل تغییری داشنه باشند و برای رسیدن به اون ها به غرایز، غرور یا منیت خودشون بجنگند و تقابل کنند، یکدفعه "باطری خالی می کنند".

البته این و هم بگم، بعضی آدم ها توانایی های خارق العاده ای دارن که ایمان آهنین شون و تا رسیدن به هدف حفظ کنند یا نبوغ خاصی دارن و یا شایدم بیمار روحی اند، خودشیفته اند یا هرچی... ولی واقعیت اینه که اکثر آدم ها نه میتونند، و نه دوس دارن و میخوان که این شکلی زندگی کنند.

ولی خیلی ها رو میبینم که تو زندگی شون خودشون یا اطرافیانشون و شدیدا محدود می کنند و بعدش یهو باطری طرف خالی میشه، نتیجه اش میشه طلاق، مواد مخدر، قمار و....

نهایتا اینکه گاهی وقتا یه کم شیطونی لازمه تا باطری خالی نکنیم...

  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۱/۱۶
  • ۱۵۹ نمایش
  • سایه هیچ

نظرات (۱۱)

چطوری شیطووون بلا
:))
پاسخ:
خوبم
دارم بار و بندیل و میبندم برا روسیه
ضامن و میخوام بکشم....

خلاصه اینکه راندمان هیچ گاه صد نمیشه چون ما آدم هستیم و خیلی جا ها غیرقابل پیش بینی

پاسخ:
راندمان یه بحث دیگه است
صحبت اینه که این نگاه مطلق نگر باعث به نتیجه رسیدن نمیشه...
این کامنتات پایین به بالاس هروقت میام انگار از پله میرم بالا ، میشه لطفا جابجاش کنی؟ :)
+ این لایی کشیدنا وسط رانندگی لازمه :))))
پاسخ:
کامنتام یه روند منطقی داره
آخرین نظر میاد اول لیست...
برعکس خیلی از وبلاگ ها
ولی به نظرم درستش همینه

+به شرطی که شدت انقدر زیاد نباشه که منجر به تصادف بشه
خخخخخخخخ
مخم یکم تحت فشار قرار گرفت
میدونی به همین راحتیام که گفتی نیست
لااقل اینطوری احساس می کنم
یه قواعد و قانونه خاصی داره به نظرم
باس تجربه کنی تا بفهمی راه و چاهشو! :)
پاسخ:
میشه بیشتر توضیح بدی؟؟؟
ولی به نظرم زندگی به همین سادگیه...
سخت فکر نکنیم

کاملا موافقم با حرفاتون..
چقدر خوب فکر میکنید :)
پاسخ:
لطف دارید...
برعکسش بهتره ، چون وقتی پستو میخونی بعد میری سراغ کامنتا و از قدیمی تره شروع میشه میرسه به جدیدتره. ببین اینجوری خیلی بهتره :))))
پاسخ:
حالا بزار بهش فکر کنم...
موافقم ، 
چون تو مثال رژیم غذایی و با توجه به اون پست باورهای غلط ، بر عکس چیزی که ما فکر میکنیم، وقتی رژیم میگیریم و ورزش میکنیم بعده یه ماه بدن میفته به سوخت و ساز اونوقته که اگه مثلا اخر هفته ها ، پنجشنبه ها رو در نظر بگیریم که همه دورهمی داربم ، حسابی رژیممونم بشکونیم ، چون بدن در حال سوخت و سازه بهش شک وارد میشه و بازم کم می کنیم جای اضافه وزن، حالا این شک اسم و دلیل کاملا علمیش چیه نمیدونم ، ولی ما همیشه به این شک تو زندگی احتیاج داریم، مثل شک تنبلبی که منحبر بشه به بی پولی برای اینکه تلاشتو مضاعف کنی و خیلی مثالای دیگه.
پاسخ:
راجع به بدن و عکس العملش مطمئن نیستم
سرچ می کنم...
ولی خب مثال جالبی بود
زندگی ما آدمها بدون لغزش و خارج شدن از مسیر اصلی نیست، اما باید این نکته رو هم حتما مد نظر داشته باشیم که، وقتی یک سری چهار چوب تعریف میکنی قطعا در ابتدای راه خیلی باهاش فاصله داری و به مرور زمان با ممارست و مقید کردن خودت ذره ذره  به اون چهار چوب ها نزدیک مبشی،میرسه روزی که دیگه فاصله ای نیست بین تو و آنچه میخواستی باشی، 
پاسخ:
موافقم...
حرف من اینه که اگه خیلی مطلق نسبت به قیدهایی که گذاشتی فکر و عمل کنی
شانس رسیدن به اونا کم میشه...
از اینهمه مخاطب مداری و اخلاق حرفه ای بلاگریت خوشحال شدم  :دییی
مرسی ;)
پاسخ:
خواهش
قابل دار نیست...
دوباره سر جای اصلیش کامنتو می نویسم فکر شک سوال انعطاف اقدام و عمل نامگذاری سال نود و پنج :)) اگر انعطاف نباشه مثل درخت بلوطی میشیم که توی طوفان شکسته میشه برعکسش نی ها با باد عقب جلو میرن و خم میشن پس شکسته نمیشن
اهوم درسته
حرف حساب جواب نداره :)
پاسخ:
اوهوم
خواهش...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">