دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

دقیقا نمی دونم چرا

ولی میخوام شروعش کنم

ششم- عمیقا به بدبین ها، خوشبینم!!!

شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۳۱ ب.ظ

خوشبین


همه ما بارها مصاحبه ها و اظهار فضل های مثبت اندیشان را در قالب سمینارهای موفقیت، مصاحبه های تلوزیونی، پوسترهای تبلیغاتی و حتی تصاویر تک و کوچک در فضای مجازی شنیده و دیده ایم.

کمتر دیده ام کسی را که اسامی دکتر فرهنگ، دکتر آزمندیان، دکتر هلاکوئی، محمود معظمی و ... یا حداقل آنتونی رابینز و همفکرانش را نشناسند.

تفکراتی به ظاهر زیبا و بهتر از همه اینکه پیمودن ره صدساله و دستیابی به آنچه نیستیم، بدون نیاز به هیچ تلاش و سختی و فقط با فکر کردن و به رویا رفتن.

و همه این تفکرات برپایه یک جمله تکراری بنا شده اند و تمام این نویسندگان همین یک جمله را در قالب های متفاوت و با اشکال مختلف در طول تاریخ بیان نمودند "فکر کردن درباره موفقیت، منجر به موفقیت خواهد شد و نیز فکر کردن به شکست، شکست را در پی خواهد داشت"

این مدل فکر کردن از 150 سال پیش در آمریکا بوجود آمد و به "خداشناسی آمریکایی" معروف شد و هر سال نویسندگان بسیاری کتب و مقالات متعددی را در این باره به چاپ می رسانند و راجع به این موضوع نظریه می دهند.

صرف نظر از مزیت های اقتصادی و بازاریابی که این مکتب فکری برای عده ای از ترویج دهندگان آن به همراه دارد، نکته شگفت انگیز درباره این طرز فکر اینست که واقعا نمی دانم آیا خداشناسی و اعتقاد به موجود برتر، روح آدمی را کامل می کند یا نه.

اما می دانم که باور تشعشعاتی که از سرمان بیرون آمده و جهان فیزیکی را تغییر می دهد و اینکه تنها با فکر کردن به موفقیت، می توان به پیروزی رسید، نوعی بیماری روانی است که من اسمش را می گذارم "تنبلی ساده لوحانه".

هر تحلیلی با در نظر گرفتن اینکه چه اتفاقی ممکن است رخ دهد و چه اتفاقات ناخوشایندی ممکن است پیش آید، شروع می شود.

راستش را بخواهید، من دوست ندارم سوار هواپیمایی شوم که توسط افرادی طراحی شده است که تنها بر تصویر هواپیمایی که پرواز می کند، متمرکز هستند و به حالت های مختلف خرابی و شکست آن نوجهی نکرده اند.

بر عکس، میل سفر با وسیله ای را دارم که بد بینانه ترین حالت ها را برایش تصور کرده اند و برای رفع آنها برنامه ریزی شده است.

----------------------------------------------------------

1- تقدیم به دوست خوبم بدمست


  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۱/۰۷
  • ۱۱۸ نمایش
  • سایه هیچ

نظرات (۵)

کاملاً موافقم باهات 
طراحا همیشه باید برای بدترین شرایط دست به طراحی بزنن، عجیب و غریب ترین شرایط، مثلاً توسازه ترکیب بارهای زنده، مرده، زلزله باد ...تا فشار مایعات باید دیده بشه! 
مکانیزم های شکست مختلف بررسی بشه و بدترین حالت معیار طراحی قرار بگیره،  چرا که حس ایمنی رو برای کاربر به دنبال داره، و این یعنی یه طراحی خوب و ایده آل از نظر من. 
"قورباغه را قورت بده" و "راز" و "چه کسی پنیر من را جابجا کرد" ... چرت و پرته! دقیقاً راهی برای رفتن مسیری یک شبه برای نویسنده هاش! این که تو مثبت فکر کن و کیهان دست به دست هم میده تا تو به هدف هات برسی، فکر میکنم برای ما حداقل کاملاً برعکسه ، کلاً کیهان سنگ جلوی پاست :))))
هیچی بدون تلاش و بدون اینکه پدر آدم در بیاد، به دست نمیاد، هیچی!
پاسخ:
جالبه که همه این افکار فقط همون یه کلمه است که پشت سر هم تکرار میشه
و جالب تر اینکه همون حرف های تکراری میشن پر فروش ترین کتاب های سال
اونم نه تو ایران بلکه تو آمریکا
نشون میده که مردم همه دنیا دنبال راحت طلبی اند و این سیستم هاست که بهشون شکل میده
و فرق کشورهای جهان سوم و کشورهای پیشرفته دقیقا سیستم هاشونه نه مردمشون
تو ایران که خیلی جواب میده از اون جهت که ما ملتی هستیم کاملا تنبل ، یکیش خودِ من :))))
ولی خب اصل زندگی اینه که هم بدبین باشیم هم خوش بین و آدم باهوش اون کسیه که شرایط دقیق رو بسنجه و بدونه الان وقت کدوم نگاهِ.
پاسخ:
ایران هم یه کشوره تو دنیا عین همه کشورها
به نظر من هیچ فرقی بین آدم های دنیا نیست
این سیستم ها هستند که مردم تنبل یا کاری، دزد یا سالم و ... می کنه
موافقم با سیستم ، اما تا کجا؟! یعنی فردیت آدم هیچ اهمیتی نداره و کلا انسان بعنوان یه موجود کاملا تابع محیط و سیستمیه که روش زندگی رو بعنوان تکلیف بهش بده و اون اجرا کنه؟
پاسخ:
فردیت نقش مهمی تو زندگی شخصی ادم ها داره
ولی تاثیرگذارترین عامل تو زندگی اجتماعی سیستمه
سلام سال نو مبارک
من از وبلاگ بد مست به اینجا رسیدم جوری که بد تعریف کرده خدا رو شکر قراره اینجا مطالب متفاوت وعالی بخونم اینو با اطمینان میگم چون بد رو قبول دارم
در مورد مطلب این پست باید بگم یه نمونش تنبلی ساده لوحانه است یعنی دوز بالاترش توهم ونهایتش افسردگیه وته همش حماقت کسی رو می شناسم که با خوندن کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین روح و روانش بهم ریخت چون با سر سختی تمام بهش معتقد بود و منتظر تغییرات اساسی  و فکر می کرد وحی منزله
پاسخ:
1- خیلی خوشحالم که اینجار رو میخونی
2- دقیقا همینطوره، ولی نمیدونم چرا یه عده اصرار به باورش دارن
  • دریا _ گاه نوشته های من
  • همین تز با فکر کردن به موفقیت می توان به پیروزی رسید من خیلی مطلب در موردش خوندم و مدت طولانی برای رسیدن به یک خواسته تمرکز کردم هنوز که هنوزه بهش نرسیدم. دیگه اعتقادم به این چیزها از دست دادم.
    وبلاگتون مطالب متفاوتی داره، خیلی خوشم اومد تو این عرصه براتون آرزوی موفقیت می کنم:))
    پاسخ:
    ممنون که می خونیم
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">